گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

ترس...

سلام...
خوب چیکار کنم....حرفم میومد ولی از دلم نبود.....برا همینم مطلب ندادم
....
یکمی هم دلم گرفته بود این روزا......احساساتیم دیگه
......
یکی از دوستانم یک هفته بعد از اولین سالگرد مادرش پدرش رو هم از دست داد
...
همینجا از خداوند درخواست آرامش برای روح رفتگانش و صبر برای بازمانده ها دارم
.....
چند ثانیه سکوت
........................................................................................


حالم گرفته شد....گیج بودم......ترسیدم و ترسیدم.............و بعدش که از شوک بیرون اومدم و منطقم شروع به کار کرد ....دنبال علت ترسم بودم


 

ما چند نوع ترس داریم....
البته به طور کلی دلیل ترس اینه که ما یا میترسیم یه چیزی رو که داریم از دست بدیم ...یا میترسیم یه چیزی رو که میخوایم داشته باشیم ؛ بدست نیاریم

و اما دسته بندیشون....منطقی و غیر منطقی......که هرکدوم باز به چند دسته تقسیم میشن
منطقیش لازمه ؛ مثل ترس از تصادف زمان موتور سواری ؛ پس کلاه ایمنی میزارم سرم...زیاد با ترس منطقی کاری ندارم چون لازم و بی آزاره ؛ البته تا وقتی که به حالت وسواس نرسه یعنی به غیر منطقی تبدیل نشه...
و اما غیر منطقیش...که زیاد سراغم میاد و معمولا ماها انکار میکنیم.....
ترسهائی که میشه بهشون غلبه کرد مثل ترس از آب یا دریا ؛ که باید اصطلاحا دل به دریا زد این ترسها معمولا با آموزش رفع میشن.
ترس از موهومات؛ مثل خوف از تاریکی یا تنهائی که تقریبا اینها هم با تمرین قابل رفع شدن هستند.این به دسته پائینی هم میخوره که راجع بهش بعدا صحبت میکنم

ترسهائی که ظاهرا شناسائیشون سخت تره....یعنی ترسهائی که مال ما نیست...که ترس ایندفعه من به همین دسته برمیگرده....یعنی من ترسیدم که اگه یک روز این اتفاق برای من بیفته چی کار میتونم بکنم....

و این مزاحم همیشگی یعنی فکر ، اومد سراغم که خوب تو توی دنیا الان فقط همین مادر رو داری اگه یه روز...... نمیدونم تا حالا اینجوری شدین که سرتونو با شدت تکون بدین که یه فکر از توش بریزه بیرون؟؟؟

یاد حرف یه دوست افتادم که بعد از اینکه دوستی مشترک ، پدرش رو از دست داده بود و میگفت: کاش پدرم زنده بود تا زیرش لگن میزاشتم..کاش و کاش و کاش.....

( اون زمان هم مادرم بیمارستان بود و اون دوست شرایطش مثل خودم بود )

گفت : ببین بیا بجای اینکه فردا بگیم ای کاش..... بیا بریم همین الان اون ای کاشها رو عمل کنیم....

..........

پ.ن.1   اینائی که گفتم به هیچ عنوان علمی نبود چون من عالم نیستم و اینا تجربه خودم و دیگرانه...

 پ.ن.2....من یکی از بهترین راه هائی که برای مقابله با ترسهام پیدا کردم همین در میون گذاشتنش با دیگرانه....

پ.ن.3....یه تشکر ویژه از همه دوستان که شرمنده ام میکنن با لطف هاشون..

همین و بس....

یا حق

+ نادر نریمان ; ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٦ بهمن ۱۳۸٦
    یادگار دوست ()   

ريتم....

سلام...

تو این محله ای که هستم یکی از بندگان پاک خدا زندگی میکنه....که شیرین عقله و بهش میگن(اسمشو میگن و لقبش) یعنی ........... تیک تاک. این بنده خدا از صبح تا شب یه جا سر کوچه سیخ می ایسته و عین پاندول ساعت به بغل تاب میخوره......خسته هم نمیشه...خیلی ها بهش میخندن ...حتی منم روزای اول    هم حیرت میکردم هم میخندیدم......یه چیزی ازش دیدم که ....... بزارید بگم......یکی از بچه ها بهش یه پولی کمک کرد براش چائی ریختم خورد و پولو تا کرد انداخت تو صندوق صدقات....به خدا یکی از قشنگ ترین صحنه های عمرم بود که میدیدم....

بعد از اون رفتم تو بحرش ...  یه بار یه جرقه زد تو سرم که بابا اینم یکی مثل تو ....ریتمش به دنیا نمیخوره همین...یعنی هماهنگ نیست.....خود منم یه یه وقتهائی....چی؟؟...راس میگه یه کم بیشتر از یه وقتهائی....چی؟؟؟ خوب بابا خیلی خیلی بیشتر از یه وقتهائی...راضی شدی؟؟گیر نده دیگه بزار بگم....از دست این وجدان

آره داشتم میگفتم   منم اینجوری میشم یعنی تو مجلس ختم خنده ام میگیره یا  یه آهنگ تند داره پخش میشه ولی مغز من ریتمش کاملا ملایمه یه گوشه نشستم و دارم لایت واسه خودم عشق میکنم....یا بر عکس.....

من فکر میکنم همه ماها یه ریتم خاص واسه خودمون داریم....مال من  متغییره و ثابت نیست....بعضی وقتها که ریتمم رو گم میکنم نیاز به یه موسیقی یا یه جور محیط آرامش بخش  یا در مواقع حاد تر به یک مسافرت نیاز  دارم تا دو باره پیداش کنم و با محیط هماهنگ.....شماها تا حالا با همچین حالی مواجه شدید؟؟

امیدوارم ریتمتونو پیدا کنید و به بهترین شکل ممکن ازش استفاده کنید.

از دوستان یه چیزی یاد گرفتم به عنوان پی نوشت و میخوام اجراش کنم...

پ.ن.۱....دوستانی که نسبت به من لطف دارن ...یه امتیازی هم به این وبلاگ بدن ممنون میشم....همین سمت راست پائین ترین لوگو...درب سبز و سفید و قرمز... زنگ وسط

پ.ن ۲.....هیچی..میخوام پی نوشتام بیشتر بشه...همین

پ.ن ۳...یه پیرمردی با عصا تو خیابون به این رفیق ما که داشته تند تند راه میرفته گفته...من اگه هر چقدر هم پول خرج کنم به تو نمیرسم  ولی تو بدون هیچ خرجی حتما به من میرسی...عجله نکن......جمله اش ایهام داشته...یعنی از جوانیت کمال استفاده رو بکن.......از همه دوستائی که با این توضیح آخرم به آی کیوشون توهین شد عذر خواهی میکنم.....

یاحق

+ نادر نریمان ; ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٦
    یادگار دوست ()   

مولا هنوز مظلومی...؟

سلام

آپ کرده بودم.......نشسته بودم......دوستم عزیزم  شمع سوخته اومد...یه آدرس داد...گفت یه سر بزن خوشت میاد....رفتم.... خوشم اومد....اجازه گرفتم....اجازه داده شد....حاصل اینیه که میبینید..

.....با اینکه دلم نیومد حتی به فونتش دست بزنم و سعی کردم  امانتدار خوبی باشم......ولی نقل قول کجا و جنس اصل کجا....من اصل رو پیشنهاد میکنم ....

مولا هنوز مظلومی.....؟

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

ستار گلمکانی صاحب بزرگترین

بنگاه ملک و  ماشین شهر

۱ماه تکیه راه می اندازد

 و خودش در روز تاسوعا

 سر مردم گل می مالد

و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

قدرت سامورایی!

شب ها در تکیه لخت می شود

و میانداری می کند

و روزها  مردم را لخت می کند

و زورگیری ...!

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار

را از بساطش جمع می کند

وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر  (ع) 

 و حضرت عباس (ع)

را در بساطش پهن ...!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

آقای صولتی

تا پایان اربعین تمام پاساژش

را سیاه می کند

و تا آخر سال هم مشتری هایش را!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

قادر روزهای تاسوعا و عاشورا

قمه می زند و علم می کشد

ولی در ماه رمضان

سیگار ازلبش نمی افتد!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

سیامک  چشم چران!

که پاتوقش همیشه خدا

نزدیک مدارس دخترانه است

در دسته جات عزاداری

 اسفند دود می کند!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

نیما پشت ماکسیمایش می نویسد

"من سگ کوی حسینم"

ولی هیچ وقت از چارلی!

سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

حاج مجید مداح معروف شهر

بابت ۷ ساعت مداحی

حقوق ۵۰ روز

یک کارگر را می گیرد!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

جباری رییس شرکت

 لبنیات شیر تو شیر!

۳۰شب شیر صلواتی

به خلق خدا می دهد

و ۳۳۵ روزهم

 با اضافه کردن آب

شیرشان را می دوشد!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

به جای آنکه ما 

بر مصیبت مولا بگرییم

مولا بر مصیبت ما می گرید!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است 

چون وقتی محرم می آید...

حاج آقا کلامی

۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند

ولی در شب دهم

 سر زود پایین آمدن از منبر

با هیت امنا دعوی می کند!

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

هیت امنای مسجد ...علیه السلام!

درست وقت اذان ظهر عاشورا

اطعام عزاداران را شروع می کنند

و بعد از آن با انرژی و فلوت!

سینه می زنند و گریه می کنند !

حسین (ع)  هنوز مظلوم است 

چون وقتی محرم می آید...

کل یوم عاشورا

یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه

کل ارض کربلا

یعنی...چند مسجد و چند تکیه !

حسین (ع)  هنوز مظلوم است

چون وقتی خورشید

  عصر عاشورا غروب کرد

او هم می رود

تا سال بعد !

تا یاد بعد!

محمود صارمی..مرغزار عکس و دل نوشته های من   این پایان راه نیست...

همین و بس.....

یا حق

+ نادر نریمان ; ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٦
    یادگار دوست ()