گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

دلنوشته ها...دلتنگیها...رخت نوی طبیعت

همه اینا رو قبلا یه جا نوشته بودم...حس کردم لازمه بی کم و کاست بیارمشون اینجا...



سلام خدا....خوبی؟؟

من زیاد خوب نیستم.....دلم برا خودم تنگ شده...نیستم ؛ مدتیه نیستم ؛ یعنی اون خود خودم نیستم....دارم میگردم......روحم خسته اس از خودم و دنیای دور و برم.....نمیخوام باز غُر و غُر هامو بیارم پهلوتا....ولی پهلو ی تو نیارم ببرم کجا؟؟

میدونم به غُر غُرای من عادت کردی مثل مادرم....اگه یه روز غُر غُر نکنم نگرانم میشه....چیکارتون کنم ؟؟ همیشه  جلو شما دو تا که میرسم کم میارم......هم تو هم خدای زمینی......
دلم تنگ میشه....دلم میگیره ....تنها میشم....از درد دل زیادی واسه مادرم میترسم.....انصاف نیست با اون همه درد  ؛ درد من رو هم  حمل کنه.....میریزمش تو این دل وامونده ام .....ولی مگه این دل من چقدر جا داره ؟...مگه من چقدر تحمل دارم؟   منم ظرفیت تکمیل میشم خوب.....باید یه جا تخلیه اش کنم ....تا کی بگم عیب  نداره..بیخیال..خدا بزرگه؟
تو فکر کنم از همه بهتر درد تنهائی رو میدونی ......بهتر از همه...بهتر از همه...
**************************************

خدایا هیچ بنده اییت رو محتاج نامرد نکن
خدایا تو که امین دل اکثر ماهایی آرامش رو به قلب هامون هدیه بده
خدایا به ما قدرت بده تا به ضعیفان کمک کنیم
خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جای حق نشستی دریابمون
خدایا به ما قدرتی بده تا از امتحاناتت سربلند بیرون بیایم
خدایا پدر مادرامون رو حفظ کن
خدایا همه رفتگان رو ببخش  بیامرز ...
خدایا به پدر و مادرا عمر با عزت بده ...
خدایا همهء عاشق های واقعی رو به مراد دلشون برسون
خدایا خدایا خدایا .........
دل های گرفتمون رو روشنایی بخش ....
خدایا شیطان رو از ما دور کن ...
خدایا گناهامون رو ببخش ...
خدایا صبرمون رو زیاد کن...
خدایا برکت رو به سفره همه بنده هات بده ...
خدایا مریضا رو شفا بده
خدایا گرفتارا و در بند ها رو فراموش نکن....
خدایا مسافرها و اونایی که غریبند رو حفظ کن ...
خدایا کمکمون کن تا تنهایی هامون به پوچی کشیده نشه ...........
خدایا پاکمون کن خاکمون کن...
.......................

خدایا..................
 
مخلصیم
 

 

۱۴/۳  نوشت
دوستان محبت کنید لینک وبتون رو بزارید تا بتونم محبتتون رو جواب بدم

+ نادر نریمان ; ٧:٤۳ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ اسفند ۱۳۸٦
    یادگار دوست ()   

ترانه بازی

سلام .....

 

دعوت شدیم به یه بازی ؛ از طرف دوست عزیزم ( گاو مشتی حسن ) گویا نامش ترانه بازیست و قرار است هفت ترانه که نسبت بدانها نوستالوجیک داریم را معرفی نمائیم با ذکر مناسبتشان و هفت نفر دیگر را نیز بدین بازی دعوت نمائیم.و بسی مسرور ز انسان محسوب گردیدنمان بدین بازی میپردازیم

1.......بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم   شهاب خونده...شعرش..نمیتونم بیشتر از این توضیح بدم گریه ام میگیره  

 2....موزیک متن فیلم آخرین بازمانده موهاک ها                         

   the  last  of  the  Mohicans

ساخته ترور جونز با بازی دنیل دی لوئیس و مادلن استو محصول سال ۹۲

محشر ، عالی ، ناز دیگه چی بگم..........هنوزم یه ته بغضی میگیره گلومو وقتی فیلمشو میبینم

 3.... آلبوم  دوستت دارم با صدای مرحوم ناصر عبدالهی و دکلمه عالیه پرویز پرستوئی...مال اون زمونا که زندگی  هی تلخ میشد آخه خیلی هی تلخ میشد

 4.....لیدی این رد......... کریس دی برگ.....مال اون زمونش که هی زندگی شیرین میشد همینجوری دور هم خوش بودیم نارنگی میخوردیم و اینا

 5.....مرحوم  هایده ..........یه آهنگ دو آهنگ نیستش کهاین گل نثار روحش

 6.......آهنگ هتل کالیفورنیای  ایگلز.........خدا بیامرزه رفتگانتونو یه دوستی داشتم که با گیتار میزد و با صدای دخترونه میخوند

 7 …آهنگای محمد اصفهانی مخصوصا اون دکلمه یک چشم من اندر غم دلدار گریست…….. و آهنگی که میگه تا من بدیدم روی تو 

هشت نداره ولی اینو نگم غمباد میگیرم آهنگای حمیرا یادگار 22 روز بدون پول تو مشهد گیر کردن با یه رفیق مرحوم دیگه ام ؛  22 روز نون و چائی و نون و ماست خوردن ؛ 22 روز فرار از جلوی چشم صاحب مهمونخونه و 22 روز تکرار نشدنی با همه خفت و دربدریاش

از اس آف بیس ۹۴ و مایکل جکسون تریلرش که مال  زمون بچگیم بود که با دیدن مرده ها یه شب خوابم نبرد و پت شاپ بویز آهنگ ایتز ا  سینزش و بیگر ژاپن آلفا ویل و یه سری آهنگ های ابی و داریوش غیره چیزی نمیگم ....به این میگن تقلب ناجوانمردانه  خیلی برام سخت بود که هفت تا آهنگ گلچین کنم…چون بجز آهنگ هندی و عربی  و متال ،همه جور آهنگی گوش میدم ، خواننده ایناش مهم نیست قشنگی کار مهمه برام ، البته تو اون سبک ها هم چند تا آهنگ قشنگ گوش دادم مثله ...بسه دیگه بچه جون 

خوب بزار منم هفت تا از دوستان رو انتخاب کنم من و من دو نفر محسوب میشن ،  پت ، محمد نون و پنیر و مرباش چون گارفیلدش تخصصیه ، امید ، ورووجک ، مسعود عشقولانه 

پ.ن.۱..........من چقدر با رفتگان در ارتباطم...الان متوجه شدم

پ.ن ۲ ........آخر سالی بهونه ای شد برای  به یاد رفتگان بودن 

مخلصیم

******************************************************
پی در پی ـ پی نوشت
 
دو تا از آس هام سوخته در اومد  محمد از قبل دعوت شده بود و پت نیز از طرف مرجان دعوت شده بود پس باید بگردم دنبال دو نفر دیگه   حالا میگردم دیگه ؛ بزار دو دقیقه دیگه بخوابم

 

 

+ نادر نریمان ; ٦:٤٤ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٦
    یادگار دوست ()   

بوی بهار

سلام....
 
بو بکش ! نه جون من بو بکش !  چی؟ چی؟ بوی دود و بنزین و ...........
 
بابا اونا رو نمیگم سوای اونا ؛ بوی بهار رو میشه احساس کرد .شور و شوق ؛ شادی و هیاهو ؛ صدای لخ لخ کفش بچه ها تو راه مدرسه ؛ که روزای قبل از تعطیلات رو با رویای ۱۵ روز تعطیلی دارن تحمل میکنن (( من اینجوری بودم مسئولیت بچه های درسخون بعهده اینجانب نمیباشد ))
 نزدیک شد  ::::  سفره هفت سین و دعای سر سفره...یا مقلب القلوب خواندن ها ؛ دعای زیر لب مادر با چشم بسته ؛ مهمون اومدن ؛ مهمونی رفتن ؛ آجیل و شیرینی  و مهمترین رسم نوروزی یعنی عیدی
شفاف یادم میاد لذت این که آدمی که سالی یک بار میدیدمش دست میکرد تو جیبش و اسکناس تا نخورده در میاورد به نیت من .
الغرض  آخر سال داره نزدیک میشه ؛ میشه شاد بود و میشه لذت بالاترش یعنی شاد کردن یک دل رو تجربه کرد ؛ میشه به یاد مو سپید های چشم براه در خانه های سالمندان بود ؛ میشه به یاد بچه های بی سرپرست تو خیریه ها بود ؛ میشه به یاد خیلی ها بود.....خیلی ها .

به قول یکی از دوستانم سها........الهی .....گاهی ....نگاهی
 یا حق
+ نادر نریمان ; ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٦
    یادگار دوست ()   

هوینجوری.....

دولت به خَران ؛ نعمت به سگان


             پس ما ؛ به تماشای جهان آمده ایم....

+ نادر نریمان ; ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦
    یادگار دوست ()   

درس....

سلام.......
 
 
 نمیخوام هی تلخ باشم....ولی میشم....
 این چند روز  یکی از تلخ ترین روزهای زندگیم بود و امروز نقطه اوجش ؛ میدونم چند روز آتی شاید بدتر هم بشه.......یه چیزی درونم میگفت اینا رو ننویس ولی دیگه یادم رفته تمرینهامو ؛ گوش دادن به درون رو ؛ انگار همش پاک شده ؛ دوست دارم لج بازی کنم ؛  با کی؟؟  اونم نمیدونم....
ولی اینو یادمه که روز اول قرار بود اینجا جائی برای دلتنگیهام باشه....سختمه  ؛ واقعا سختمه تحمل و دم نزدن ؛ امروز تحملم تموم شد و دم زدم ؛  ولی گند زدم امروز با این دم زدنم . الان اصلا از خودم راضی نیستم....اصلا.............باز دوباره گیج شدم عینهو اون قدیم ندیما...دوباره دارم دعا میکنم  برای آلزایمر گرفتن......
************************** جمعه سوم اسفند******************

سلام ....
اینا حرفائی بود که جمعه میخواستم بگم ولی بدلایلی نشد.
حالا امروز یجور دیگه ام...یه حال دیگه...حکمت دیدم و دلیل را
 
آمدم که شکر بجا آورم که توبه و عذر پروردگار بجای آوردن را هیچگاه نفهمیدم و نپذیرم در این شناخت کوچک خویش ز پروردگارم.....
 
بارها مرور ؛ بگمان این درس را پس داده بودم و گویا بازهم تجدیدی بیش نبودم
پ.ن...... نداریم امروز...سر بزنید میاد برامون
 
 یا حق
+ نادر نریمان ; ٤:٤٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۳ اسفند ۱۳۸٦
    یادگار دوست ()