گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

تف !

 

برای بیماری مادرم به توصیه آشناها قرار شد به شماره ای که دادند زنگ بزنیم .
منتهی گفتند چون دکترش خیلی کارش خوبه ممکنه برای 6 ماه دیگه وقت بده و از این تیریپا !
شب رفتم خونه و به مادرم گفتم چی شد زنگ زدی ؟
دیدم بی تفاوته!
گفتم باز پشت گوش انداختی ؟

اصرار کردم 
گفت : تا زنگ زدم و اومدم بگم که وقت میخوام منشی دکتره نذاشته حرف بزنم و گفته :
خانم اینجا خیلی گرونه ها !اول پولتونو جور کنید !
بعدشم برای حالا حالا ها  وقت  نمیدیم و از این جور حرفها و خلاصه  . . . .
_________
ای تف به مدرکت دکتر ، با اون سوگند مسخره ات
ای تف به اون پول حرومی که برای زن بچه حروم خورت میبری
ای تف به همه اونائی که از درد و بدبختی دیگران سو  استفاده میکنن
ای تف به این سیاست لعنتی که وضعیت این جامعه رو به اینجا کشید
تف

3/14 نوشت

1...کاش مادرم شماره یا آدرس دکتره رو ازم قایم نمیکرد

2..خیلی حرف دارم...ولی بهتره چیزی نگم

3..امروز  با خبر شدم یکی از دوست های مجازیم پر کشیده


ترنم جان سفرت بخیر ، روحت شاد 

+ نادر نریمان ; ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸
    یادگار دوست ()   

عیدنامه !

سلام


اولندش !
عجب عیدی بود ! دیدی ؟ نامردا هر کانالی زدم تیک تیک ساعت قبل از تحویل سال رو پخش نمیکرد...صدای بوم گفتن توپ تحویل سال هم نبود
بعد اون اون اهنگ مخصوص سال تحویل هم نبود.
اصلا نفهمیدم عید شده
میگن سالی که نکوست از تیک تیک سال تحویلش پیداست !

دویومندش
همه عید سر کار بودم عین همه عمرم !

سیومندش
15 فروردین وقتی همه آبهای تعطیلات از آسیاب افتاد و شور و شوقش از سر ملت بدر شد با رفقا زدیم به دل جاده و رفتیم سرعین
جاده ، تنگی جای پراید ، سر و کله زدن با رفقا ، زیبائی گردنه حیران ،آش دوغ تو اون سرمای گردنه ، رسیدن به سرعین،شهر خلوت و همه چی ارزون تر از ایام تعطیلات،اقامت در یه اتاق ، آبگرم ، سر شیر تازه و عسل و نون محلی ، برگشتن و دوباره غرق شدن تو زیبائیهای گردنه حیران ،آستارا و بازارش (که فقط ارزش قدم زدن رو داره وگرنه بیشتر جنساش مال تهران و چین خودمون ! بود و تنها نقطه مثبتش متمرکز بودنش بود) ،خونه و دوباره زندگی به همون روال سابق 



الهی ،گاهی ،نگاهی

مخلصیم

+ نادر نریمان ; ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸
    یادگار دوست ()   

روز داوری !!!

سلام . . .


پارسال بود که به پیشنهاد (( من ))  اومدیم اهداف سال پیش رو رو نوشتیم  تا سر سال ببینیم به چند تاش رسیدیم


خلاصه الان که دارم نگاهشون میکنم میبینم

۱... یک کاری رو شروع کرده بودم و دو سال براش وقت گذاشته بودم و نصفه موند نه بدلیل کم کاری من و اون موقع که شروع کردم جزو دومین گروه بیست نفری تو ایران بودم که اون کار رو شروع کردم ولی الان...این یک کم باعث نا امیدیم شده بود چون من مایه گذاشتم از خودم...ولی میخوام ادامه اش بدم به هر قیمتی...و این خیلی برام مهمه

___________

اینو تمومش کردم اونم با افتخار !

___________
۲...گرفتن گواهینامه موتور...

___________

جان ؟!؟! حتی نرفتم امتحان بدم !

___________
۳....ازدواج یا حداقل قرار ازدواج....این خیلی مهمه...بالاخره یه چیزی که به ازدواج ربط داشته باشه...اصلا فکر نمیکردم یک روز این جزو اهداف من بشه

___________

سعیم رو کردم....نشد....پس میخوام صد سال سیاه دیگه نشه(از روی عصبانیت نمیگم! منطقه !!)

___________
۴ ....کاهش وزن...یا حداقل همین وزن فعلیم رو حفظ کنم

___________

فکر میکنم از پارسالم 10 کیلو سبکتر شدم.....شاید هم همون وزنم منتهی چون عادت کردم بنظر نمیرسه !!

____________
۵...ترک که عمرا...کمتر سیگار بکشم.....این رو باید تو آرزوهای محالم مینوشتم....تو رو خدا گیر ندید با اراده و این حرفها و اینا و اینا...

____________

کل پیشرفتم این بود ==>> زمانی که خواب بودم سیگار نکشیدم !!!

____________ 


۶....پیشرفت تو کارم....اگه بزارن.....فعلا که اوضاع قاراشمیشه کار ما تنها کاریه که جنسش ارزون میشه...موبایل...ولش کن اسمشو نیارم بیتر تره

__________

ورشکستگی و شروع یه کار جدید  رو میشه اسمشو پیشرفت گذاشت دیگه ؟

__________
۷....شناخت هر چه بیشتر خودم و کمتر کردن سادگیم

خودمو نسبت به پارسال بیشتر شناختم اما مورد دوم هنوز کار داره پدر جان !

__________
۸...فرزند بهتری برای مادرم و برادر بهتری برای برادرم باشم

__________

ناراضی نیستم اما جای کار بیشتری داره

__________
۹....به بلاگم بیشتر برسم

__________

بیشترش بخوره تو سرم...فقط برسم !!!

_________ 


۱۰.....دوستهای واقعیمو حفظ کنم...یه جور تحکیم روابط

_________

نمیدونم پارسال چی فکر میکردم !!

____________

خوب بد نبوده بابا....قبل این که درباره اش فکر کنم خیلی ناامید بودم

_____________

ولی یه چیزی رو دارم میبینم...پارسال خیلی حالم بد بوده ها ! یا شاید هم الان هم مشکلاتم بزرگتر شده و به تناسب مشکلاتم منم بزرگتر شدم و تحملم بیشتر

ولی برای امسال میخوام بیشترین توجهمو معطوف کارم کنم.....جای ریسکم داره همینجوری کوچیکتر و کوچیکتر میشه

____________

3/14 نوشت

به قول یه دوست نویسنده ها چرت و پرت میگویند !

من هم مستثنی نیستم

 کلا همینجوری !


مخلصیم

 

 

+ نادر نریمان ; ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸
    یادگار دوست ()