گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

مرثیه ای بر یک رویا

مرده شور سال نود رو ببرن لطفن

توپ سال تحویل که در شد دیدم خونه آب گرمش قطع شده....پس از تحقیقات مختصر کاشف به عمل اومد موتور خونه ترکیده و نزدیکه که اونور ساختمون بیاد پائین....منی که عادت داشتم هر روز صبح دوش بگیرم تا نزدیکای 20 فروردین یکی دو بار با آب سرد سرمو شستم.......بو گندی گرفته بودم که نگو ...خلاصه یه میلیون سهم ما تو گلوش گیر کرده بود
سرما خوردگی از اول سال دست از سرم بر نمیداره...این بار پنجمه که گلوم متورم شده...به پنی سیلین هم حساسیت دارم....طول میکشه تا با قرص های هشت ساعتی خوب بشه...همش به درک کسلی و بد خلقیم رووانیم کرده

مثل سگ پشیمونم که سیگار نمیکشم...50 روز سیگار نکشیدم...شدم مثل آدمای منگ....مغزم یه فرمان میداد دستم یه عمل دلبخواه و رندوم انجام میداد....شروع کردم قلیون کشیدن......از اونم بدم اومد....فعلن شدیم پی پی...از اون پی پی ها نه...پیپ میکشم...اینم از همین الان ازش بدم میاد...یحتمل میرم سراغ همون غریبه آشنای نفرت انگیز...سه ماه نیم شد...بسه دیگه

یه روز مونده به سیزده بدر...اومدیم بریم خونه خوشحال و راضی....کرکره از جاش در اومد...یک هفته گذشت و تو این محل نا امن بی کرکره سر کردیم تا یه کرکره نو انداختیم و یه میلیون اخ کردیم 

مریضی های مادرم هم شدید و شدید تر شده...صبح که از خواب پا میشم و بعد دوش گرفتن میرم آشپزخونه یه چائی بخورم...دیدن مریضی مادرم باهام کاری میکنه که تا شب مثل سگ پاچه خلق ا... رو میگیرم....الان هم باید بیمارستان بستری بشه...دکترا هم که یکی از یکی گوساله تر

تو این هاگیر واگیر لوله های خونه هم ترکید . سوای هزینه اش کندن کف آشپزخونه و دستشوئی خونه هم شد قوز بالا قوز

اون هفته هم داشتم تو خیابون میرفتم یه نمه بارون زده بود زمین خیس بود...یه پیرزن پرید جلوم...منم واسه این که به اون  نخورم خودمو و موتورو زدم زمین...موتور افتاد روم... نصف بدنم هم زخمی شد و دستم هم در رفت و  وبال گردنم شد

قبل عید گفتم حالا که یه نیمچه پس اندازی دارم بیام از نفرتم نسبت به ماشین بگذرم و یه ماشین بخرم...حداقل میخوایم مادرم رو ببریم دکتر این همه آویزون آژانس سر کوچه نباشیم که این اتفاقات افتاد و پولام به ف....ک فنا رفت...منم دیدم اینجوریه گفتم بدرک بعد چار سال گوشه این مغازه نشستن و یه مسافرت نرفتن با این تتمه  پولم  میرم مسافرت...برنامه ریزی..پیدا کردن پای مسافرت....بلیط...ولی از بخت بد بستری شدن مادرم و ترکیدن لوله پیش اومده.....سپردن مغازه به دست داداشم هم بخوره تو سرم.....کلن دارم قاط میزنم...پس فردا پروازمونه
همه چی با هم قاطی شده.....در آستانه کم آوردنم
=======
بعدن نوشت
با این که این جمله ام بد آموزی داره ولی میگم
سیگار رو کشیدم...امروز پنجشنبه...همه چی قابل تحمل تر شد....لعنت به کلیتش ولی حالم خوبه

امشب مسافرم دو هفته نیستم

+ نادر نریمان ; ٥:٠۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
    یادگار دوست ()