گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

32

+شاید فک کنی یه هیولا هستم ، ولی
وجود شخصیتی مثل من ، لازمه
هیچ جامعه ای بدون نظم دووم نمیاره
افکار آزاد ، آزاد نیستن
اصلاً چیزی بنام انقلاب وجود نداره
 مظلوم همیشه تبدیل به ظالم میشه
 و این چرخه مدام تکرار میشه
 تنها راه پیروزی ، نبودن تو این چرخه ـست
تو حتی یه کلمه از چیزایی که
 گفتم رو نمیفهمی

- شرمنده ، به حرفات گوش نمیدادم

سریال گریم

+ نادر نریمان ; ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()   

31



+ اون قدیما
یه بطری ارزونِ عرق سگی تمام شب خوشحال نگهمون میداشت
- هوم
+ سلیقه ها عوض میشه
- آدما عوض میشن
+آدما عوض نمیشن فقط پیر میشیم
و بعضی هامون,خودمون رو وفق میدیم و یاد میگیریم چطور
از لذت های کوچک زندگی بهره مند شیم
مثلِ خانواده,خونه
و در مورد تو..
چیزی که توی اون گیلاس هست
واسه تو
ازین بهتر نمیشه
یه روزی درک میکنی
هر وقت گذشته ات بیشتر از آینده ات شد متوجه میشی
.یاد می گیری

safe house
با بازی دنزل واشنگتن و رایان رینولدز

+ نادر نریمان ; ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()   

30


اگر طالب صلحی آماده جنگ شو

سریال گریم
قسمت 18

+ نادر نریمان ; ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()   

29

آدم یکم تیز بین باشه از وضعیت گربه های محل میشه فهمید چطور محلیه

محله ای که گربه هاش ادم رو بفلانشونم حساب نمیکنن و میان دور پاهای آدم خودشونو لوس میکنن مرفه نشینه

محله ای که گربه هاش تا آدم میبینن فرار میکنن و میرن زیر ماشین و بر و بر آدمو نگاه میکنن ببینن چه عکس العملی داری متوسط نشین

محل ما هم گربه ها یا دم ندارن یا گوش یا کورن
آدم میبینن انگار به جن گفتی بسم الله ...پودر میشن بجای فرار

درباره محلمون چیزی نگم بهتره
+ نادر نریمان ; ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()   

27

- تیکه کلامت چیه ؟
+ عه اون جلبک هم زن گرفت ؟ خدارحمتش کنه

+ نادر نریمان ; ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()   

26

- تیکه کلامت چیه ؟
+ عه اینم گرون شد ؟ دیروز که فیلان قدر بود

+ نادر نریمان ; ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()   

25

- تیکه کلامت چیه ؟
+ اگه بجای موتور با نیسان بودم هم اینطوری میومدی تو شکمم ؟
+ نادر نریمان ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()   

 

چند روز پیش  صبح بلند شدم مادرجان فرمودند این سی دی هات رو جمع کن
از فیلان اداره مهمون میاد سر ظهر..آبرومون میره
گفتم خوب هم فاله هم تماشا
میمونم خونه یکم آرامش هم دارم
نیم ساعته همه وسایلا رو زورچپون کردم روی تختم تو اتاقم در رو بستم و بقیه اش هم گذاشتم پشت میز و یه ملافه کشیدم روشون  و گفتم خوب شد ؟
گفت الان تمیز کردی یعنی ؟اونا چیه دیگه ؟
گفتم بگو این پسرم داره از اینجا میره وسایلاش رو کرده تو جعبه زیر اوناس :))
تو همین حین یه صدای انفجار مانند اومد و برق رفت
رفتم دم در دیدم پست برق دم خونمون ترکیده
زنگ زدم اداره برق یارو کلن شاد بود..سر به سرم میذاشت!
 یکم باهم کل کل کردیم آدرس رو دادم و قطع کردم
گفتم دم در یه سیگار بکشم اینا میان برق قطعه پشت در نمونن
همسایه اومدن بحث دزد های محل پیش اومد و مخمون رو خوردن
مامورای برق اومدن انگار من پست رو ترکوندم..سین جیمم میکردن
یهو اونور یه 405 تو اتوبان زد به یه 206
206 چند دور دور خودش چرخید کوبید به جلوئی و زد به دیواره پل اتوبان

چون راننده 2056 فکر کنم خانوم بود
یهو صحرای محشر شد
از ترس شوکه شده بودن بگمونم
در شهر اومد آمبولانس و راهنمائی رانندگی نیومد :))
تو این هاگیر واگیر مامورای برق میخواستن جرثقیل بزنن یه ماشین بغل اتوبان پارک کرده بود
میگفتن صاحب این کیه
  میگم بابا به من چه
چرا هی گیرمیدین به من :))))

از اداره هم اومدن باهاشون جر و بحث شدیدی داشتم و اومدم مغازه
خلاصه که گو بخورم دیگه  واسه آرامش خونه بمونم

+ نادر نریمان ; ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()   

23

هف هش سال پیش میرفتم پیش روانپزشک
یکی بود آشنا بود هی از روشای علمی باهام حرف میزد آخراش خودش افسردگی گرفت
گشتم یکی دیگه رو پیدا کردم
جلسه اول یه چی گفتم که توش کلمه " به نظرم " داشت
گفت : نظر مثل سولاخ فیلان جاس ، همه نفری یدونه دارن ، گو نخور گوش کن

بعد یه مدت کلن حالم خوب شد

همیشه روشای علمی جواب نمیده

+ نادر نریمان ; ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()