گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

36

در تاریخ اورده اند که شخصی نقل میکرد

خواستیم زیرزمینی اختیار کنیم بر کف مغازه مان تا باشد موالمان و مرهم این دل نفاخ
و ملت جان بر کف هی گفتند نمیشه !
چاه قدیم که سهمی در آن نداشتیم و همی بر کف مغازه نقلی ما بود ترکید و خراب شد و پر شد و
 چاه جدیدی اختیار شد در همین کف نقلی و ما هم سهیم
باز هم مصر خواسته مان بودیم
و ملت جان بر کف تر هی باز هم میگفتند نمیشه !
که گردی دندان نایب شهرداری را بدیدیم و از مروت بدور بود چربش سبیلهایش بر جیبمان و غرورمان
زیرا بیش از حق خویش میخواست دیوث الممالک
 پس گفتیم همی سختی بر میتابانیم بر باسن مبارکمان و همین گوشه موشه های این نقلی جا
 یک مستراح تردیشین علم نمودیم و میدل فینگر به سوی خود نایب و پوزخند بر ریشش  رهسپار نمودیم
و نشستیم در مغازه کمی نقلی تر
و حالا که چند روز است به زمره مستراح دارن پیوسته ایم دریغ از یک باد معده
اما از لجبازی خودمان شادیم و از تنگی جا در مضیقه

+ نادر نریمان ; ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()   

35

دیشب یه بار خر زدم پشت موتور وایسادم دیر وقت ، خلوت بشه برم خونه
یه سه راه بود چراغم سبز شد دور زدم تو خط سرعت بودم راهنما زدم بکشم بغل یه دویس شیش چراغ قرمزش رو رد کرد میخواس از راس سبقت بگیره که من داشتم میومدم بغل  دستسو خفن گذاش رو بوق

دس براش تکون دادم گازشو گرف اومد پیچید جلوم
وایسا بینم وایسا
گفتم این همه بوق نداشتا قرمز رد کردی منم راهنما زدم
گف قرمز رد نکردم راهنمات خرابه -  هنوز راهنمام روشن بود و چراغش قرمز بود :))
گف داشتم میزدم بهت بعد میزدم بهت بهم فحش میدادی
گفتم نه
یهو گف فیلان تو فیلان ادم دروغ گو
هی گیر داده بود که اگه میزدم  بهم فحش میدادی
اومد پائین و فوش فوش به ادمی که فحش میده و دروغگو :))

هی من مهربون میگفتم داداشم رفیق چرا انقدر عصبی؟ من بار اضافه زدم
اشتباه از من بوده چرا فحش بدم ؟
باز هی فحش میداد
گفتم ببین رفیق من این همه دارم مهربون و خوب باهات حرف میزنم چیزی نشده که ( در همین حین نیم خیز شدم رو موتور ماچش کنم
یهو گفت دستتو بنداز
فیلانت تو فیلان خواهر و مادر من داد میزد و هی میگف
هی میگفتم برادر من رفیق داداشم دور از جونت اروم باش
نشین پشت رل با این حالت
نشست و گازشو گرف رفت

پ.ن
هنوزم باورم نمیشه من انقدر اروم برخورد کردم

+ نادر نریمان ; ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()   

34

یکی از این سریال ترکیا که شبا نشون میده یه جمله گف باحال بود
تو این مایه ها بود که

فرشته ساخته شده کار خوب بکنه ، بدون این که بدونه داره چیکار میکنه
ولی شیطان میدونه داره چیکار میکنه ، تکلیفش با خودش معلومه

پ.ن 1
مطمئنم جمله مال خودشون نیس از یه جا کش رفتن
پ.ن 2
( اسم سریاله رو نمدونم سر سفره پشت به تی وی شام میخورم )

+ نادر نریمان ; ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()   

33

یکی بود تو محله سابقمون
محرم که میرسید
باباش میگفت آشپزخونه خونه دیگه تعطیله برید به امید امام حسین
برای خونه هم موظف بودن ببرن
یه شب غذا یدونه بهش رسیده بود
غذا رو برده بود خونه
رب سرخ کرده بود با نون خشک خورده بود
===
همسایمون نذر میده
تقریبن تا سال بعد
 از اون نذری تو فریزرش داره

نتیجه گیری اخلاقی
من سعی دارم فحش ندهم !

+ نادر نریمان ; ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ آبان ۱۳٩۱
    یادگار دوست ()