گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

شخصن قربان میرویم

خواهر خوانده های وبلاگیماان * من و من * که خداوند بر عمرشان بصورت پر عزت  بیفزاید

در این بحبوحه چروکش مغزی

گزکی دست ما دادند برای تاراندن تارهای عنکبوت های این دور و بر

دم عیدی ثواب هم دارد

 

قرار است  ما  همینجوری هی فرت و فرت قربان برویم  با گرایش صدقه

 

اول همه  یک عالمه قربان والده مکرمه امان میرویم ...این یک قلم کلن  بیخودکی

دوم باز هم قربان همان والده فوق الذکر میرویم اینم هوینجوری عشقی

سوم تا هفتم را قربان مادرمان میرویم به دلایل ذیل

از عنفوان طفولیت و بعد رفتن پدر ، هم پدر بود و هم مادر

مدتهاست مریض است و دلیلش به همان ایفای نقش همزمان پدر و مادر برمیگردد

که اگر مادرم نبود بهترین رفیقی بود  که توی دنیا داشتم....شفیییییییق..بی کلک...بی منت...

که اگر نبود  من الان وبلاگ آپ نمیکردم کلن نبودم که آپ کنم..همینجا بماند که چرا

قربان صدقه هفتم را با کلی درد و بلایش دوبامبی بخورد بر سرم مخلوط کرده و روانه میداریم باشد که مریضی را در چهره اش نبینم وقتی به اصرار هایم گوش نمیکند و ساعت یک نیمه شب بلند میشود غذا برایم داغ کند  و ته چشمانش وقتی به من برادرم نگاه میکند کلی نگرانیست

قربان بروم پدری که وقت نشد بشناسمش چون برای سعادت ما رفت و برنگشت

قربان بروم برادر بداخلاقم را که معمولن آب جویش با آب جوی ما تومنی صنار فرق دارد و هرگز نمیداند سال 1342 گذشته و بهروز و فردین جزو خاطرات هستند

قربان بروم برادرم را که با همه خشانتش دلش اندازه گونگیشک است

قربان بروم همان خرس گنده فوقالذکر را که هم من و هم مادرم دائمن نگران آینده این ته تقاری 28 ساله هستیم

قربان بروم تمام جوانان شجاع این وطن را که سوسول میخواننشان و هزار وصله دیگر اما دلی دارند که شیر باید پیششان  لنگ بیندازد

قربان بروم برادران و خواهران رفته ام را در این سی سال در راه حق، مخصوصن این هف هش ده ماه اخیر

قربان بروم برادران و خواهران دربندم را

قربان بروم ....آن دلبری که تا بود قدرش ندانستم و اینک که دورادور هست حسرتش خوره ایست به جانم و ماجرایش گواهیست بر این نکته که تا نعمتی را از دست ندهیم قدرش ندانیم

قربان بروم دوستانم را که بودنشان نعمتیست مفرح جان و مبسوط روح

 

قربان بروم معدود فک و فامیلمان را...2 عدد خاله و دو عدد دائی و کمی فرزندان و دو پر ریحان و یک لیوان دوغ تگری اعلا !

قربان بروم من و من را که این گزک را بدستم داد تا مروری کنم نعمات فزونم را

قربان بروم خدا را که فعلن با هم قهریم و این روال معمولمان است و چون دفعه قبل من منت کشی کردم این بار نوبت وی است((شنیدی که ))

 

قربان بروم حوصله و صبر تو را که چونین خزعبلاتی را خواندی و اگر هم دم زدی در دلت بود

 

 

مخلصیم

 

+ نادر نریمان ; ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸
    یادگار دوست ()