گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

آنچه گذشت !

دوباره اخرای سال شد و وقت حساب کتاب رسید

تقریبن دوسال از وقتی که من و من گفت هدف های سال رو بنویسیم و اخر سال ببینیم چقدرش رو انجام دادیم گذشته
یه جورائی دیگه داره برام میشه عادت که سر سال حساب کتاب کنم


امسال سالی بود که بعد از شکست شغلیم یه کار جدید رو شروع کردم
البته خیلی جدید نبود اما خوب چون یه 6 ، 7 سال ازش دور بودم یه جورائی جدید حساب میشد
الان میفهمم معنی هر کسی را برای کاری ساختند یعنی چی !
اشتباه کردم که دو سال عمرم و انرژی و سرمایه ام رو تو موبایل فروشی هدر دادم...چون کار من نبود
این یعنی این که تقریبن تو کارم موفقم..موفق به معنی این که کارم رو دوست دارم
به معنی این که شب موقع بستن مغازه خسته فیزیکی هستم نه کار.

چون از کارم لذت میبرم و از این بابت فکر میکنم جزو آدم های خوشبخت این دنیا باشم
البته بماند این که کارم تعطیلی نداره یکمی فرسوده ام میکنه


امسال گواهینامه ام رو گرفتم که خیلی برام باارزش بود


در مورد مسئله ای احساسی، یه جورائی شکست خوردم،

تو خودم فرو رفتم و همه چیز با هم قاطی شد ، ولی آدم با امید زنده است

برادرم...تا بیاد راه زندگی رو پیدا کنه من پیر شدم !

مادرم و ادامه دار شدن مریضیهاش


انتخابات و اتفاقات بعد اون...کل ناامیدی ای که باهاش بدنیا اومده بودم رو یه رنگ و شکل دیگه ای بهش داد


در کل سالی بود که موهای شقیقه ام و ریشم یه مقدار بیشتر بطرف سفیدی رفت..
یه جورائی گذر عمر داره روم تاثیر میذاره
تو اخلاق و رفتار و ظاهرم

زندگی مثل یه نوار قلبه که باید بالا و پائین داشته باشه...چون خط صاف به معنی اینه که زنده نیستم
البته من با قسمتهائی که خط سمت بالاست بیشتر حال میکنم !!!
در کل میتونم بگم سال 1388 برای من سال بدی نبود...

3/14 نوشت

دوستان لینک و غیر لینک دعوتند به نوشتن و لطفن از همین تریبون به ما هم اطلاع بدم تا ما هم با خوندن دستخطشون فیض ببریم

مخلصیم

+ نادر نریمان ; ۸:٥٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸
    یادگار دوست ()