گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

بازم متولد میشویــــــــــــــــم

اول یه اعلام حضور کنم

که اصولن زنده ام..انگار پوستم کلفته بعدش این که بجون خودم  تند تند سر میزنم و با ولع کامنتا رو میخونم...حتی با این که واسه اسپمرها قیافه میگیرم...ولی کامنتای تبلیغاتی اونا رو هم با اشتیاق میخونم...هنوز کامنتای دوستام..یادگاری های شما و نوشته هاتون برام عادی نشده...عقده ایم دیگه :دی

اینا رو واسه چی گفتم ؟ دارم مقدمه میچینم واسه این که پز بیام وبلاگم سه ساله شده :دی

 سه سال و 9 روز  ...این نه روز خودش خیلی مهمه ها

خلاصه که تولد عید وبلاگم مبارک :دی

 


حالا این که چرا سر میزنم ولی چیزی نمینویسم...چون چیزائی که تو کله مه و حسش میکنم و میبینم و میشنوم رو ( با توجه به حال و هوای این روزا ) بنویسم اینجا به اف میره اساسی و مثل اون یکی وبم میبندنش...شاید خودخواهی باشه ولی نمیخوام اینجا بسته بشه

سیگارم الکی الکی شد 36 روز ...مثل سربازی که چشم به هم میزنی تموم میشه..ولی پدر چشم و صاحاب چشم در میاد

اعصابم هنوز متمایل به تعطیله و کرکره مخم پائین و تعادل معادل یــُـخ و احساساتم هنوز رقیق و دخترونه است..باید یه فکری به حالش بکنم

====
فک فامیلام منو زیادی پیر پسر و  ترشیده میبینن هی میخوان ما رو قالب کنن به این خلق خدا..همینجوری فرت و فرت واسم لقمه میگیرن...که اصولن لقمه دیگران به مزاج آدم سازگار نیست به هزاران دلیل

 
3/14 نوشت

1
احساسات رقیق و دخترونه رو واسه این نوشتم که چند وقتیه کل کل خونم اومده پائین و  کوفت نشنیدم :دی

2

خیلی پرت و پلا حرف زدم ...خودم میدونم ..شرمنده

3

خیلی سخته با کسی که ایمان داره با کشتن تو به بهشت میره منطقی صحبت کنی

ولتر

 

4

عاشق مجلس مملکتمون شدم ، خیلی شبیه چاله میدونه

+ نادر نریمان ; ۱:٥۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩
    یادگار دوست ()