گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

پاچه خوار یا قزوینی مسئله این است

رفیقم اومده بود پیشم ؛ 

 گفت بالاخره اون فامیلمون موافقت کرد دخترشو بده به من (( جریان داره این دختر فامیلشون.....پنج شیش سالی میشد میرفت خواستگاری جواب رد میشنید...سیریش مثل این ندیدم ))

خلاصه شاد و خندون ...بشکن و بالا بنداز
چشمم خورد به موبایلش دیدم عکس یه پسر غریبه است
گفتم این کیه...بازیگر مازیگرم که نمیخوره باشه
یکم طفره رفت
اخرش گفت عکس برادر خانممه
بعد پنج دقیقه که زل زدم بهش گفتم : قدیما درکت نمیکردم ولی الان فکر میکنم برای سلامتیم هم خطر داری !

+ نادر نریمان ; ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٤ تیر ۱۳٩٠
    یادگار دوست ()