گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

سوتی و دیوانگی

سلام.....

دیشب داشتم با موتور میرفتم خونه ؛ بدون اینکه بدونم چرا    دلم خواست تو اتوبان با چشم بسته رانندگی کنم....و این کار رو هم کردم البته در مسافتهای کوتاه...

چرا شو نمیدونم! متفکر

 فقط یک لحظه دلم خواست و انجام دادم جنون ادواری یا هر چی ...الان بهم پول هم بدن دوباره اون کار رو نمیکنم ...اما اعتراف میکنم حس  خوبی داشت....از خود راضی

امروز صبح هم صورتمو اصلاح کردم  و چون ادکلن نداشتم اومدم مغازه یه اسپری که دیروز گرفته بودم رو روی صورتم خالی کردم و همسایه مغازمون اومد دیدم بنده خدا انگار جن دیده بلند شدم تو آئینه خودمو نگاه کردم  وحشت کردم و یه نگاه به اسپری کردم دیدم زیر مارکش ریز نوشته :   دئودورانت یول

خودتون میتونید قیافمو تصور کنید......مثل روح سفید شده بودم.....هنوزم با اینکه ۱۰ دفعه صورتمو شستم اما هنوز سفیدک داره....نیشخندیول

****************

یه ادم بامزه هم چند روز پیش اومد مغازه و قیمت یه چیزی رو پرسید گفتم ۱۶۰ هزار تومن گفت ۱۰۰ هزار تومن میدی ؟!!!! ابرو فقط نگاهش کردم و جالب بود که منتظر جواب بود....خلاصه قیافمو که دید گفت ناراحت نشو شوخی کردم ۱۰۵۰۰۰ تومن چطور !!! و همینجوری ساکت بودم و اونهم ادامه میداد و قیمت رو  هی پنج تومن میبرد بالا.....تا ۱۳۰ رسید بلند شدم و انداختمش بیرون ....رفت بیرون گفت ناراحت نشو  خوب بگو نه !تعجب

*******

یه بنده خدای دیگه هم چند وقت پیش اومد و گفت گوشیم بلوتوث نمیفرسته و همه چیزشو چک کردم دیدم مشکلی نیست گفتم یه دقیقه اون یکی گوشی رو بیار اونم چک کنم ...گفت نمیشه ..گفتم چرا گفت اخه اون شماله !!!!! باز هم یه ۵ دقیقه ای بهت زده نگاهش کردم........ابرو

*******

خلاصه از اینجور اتفاقها زیاد برام میفته ولی امروز که به کارهای خودم نگاه میکنم به اونها زیاد خرده نمیگیرم......

 

بگذریم....

۳/۱۴  نوشت

۱....از همه دوستان بابت کمک و آدرس ممنونم...

۲....یه جمله است این روزها زیاد تو مخم وول میخوره و اونم اینه :

تا خدا هست خیالی نیست

مخلصیم...ای بابا یه دونه گل عشق ما بود اونم پرشین پیچوندش.....همون گل رو تصور کنید.....

 

نه از یه جا دیگه پیداش کردمنیشخند

 

بازم مخلصیم

+ نادر نریمان ; ٥:۱٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸٧
    یادگار دوست ()