گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

امروز اطلاع ثانوی میباشد

سلام . . .

امیدوارم حال همگی خوب باشه....

الان نمیدونم چطوری تیریپم تیریپ یه ادم شرمنده باشه....
شرمنده محبت هاتون...دلداریهاتون....صفاتون
حالا میگم چم بود.....همشو که نمیشه گفت ولی یه خورده شو که میشه !

یی هوئی دلم از این دنیا گرفت.....همین و همین

از این که این دنیا زورش از من بیشتره سرخورده شدم....همشم تقصیر خودم بود.

خوب دیگه یه وقتها یه چیزائی تو مخم نمیره که نمیره...درگیر میشم.

تو این چند وقت چیکارا کردم ؟
هیچی؟ واسه خودم گشتم و گشتم...یه جائی رو پیدا کردم که خودم رو توش غرق کنم تا جلوی فکر کردنم رو بگیره....آخه با هم کنار نمیومدیم....

خیلی اتفاقهای دیگه هم افتاده....مثلا این که ورشکست شدم....چیه مگه ؟ 
ورشکستگی شاخ و دم داره ؟
الانم دنبال یه شغل جدیدم...هر چی که میخواد باشه باشه...حتی گدائی...از موبایل فروشی که بهتره...سود نداره ضرر هم نداره

تو این هاگیر واگیر آتیش زدن به مالم از طرف اتحادیه هم اومدن برای جواز بهم گیر دادن که میایم مغازتو پلمب( پلمپ )(آخرم نفهمیدیم کدومش درسته !)....میکنیم ..حالا ما هی میگیم میخوایم جمع کنیم اونا میگن باید بیای تعهد محضری بدی که دیگه از این غلطا نکنی...دولته دیگه...اینم مثل دنیا زورش زیاده....انگار دارم یه چیزائی یاد میگیرم
چشمک

دیگه دیگه

دلم برای همتون تنگ شده بود...

یه مدت بود قلقلک شده بودم بنویسم ....اما میخواستم این کارهایه تغییر شغلم تموم بشه تا وقت کافی داشته باشم و بیام....ولی الان یه دفعه اومدم اینجا و آهنگ وبلاگم که خوند نتونستم جلوی خودمو بگیرم....

دستم رفت رو کیبورد و اینی شد که میبینید....

کارام به خوشی تموم بشه دوست دارم جواب تک تک محبت هاتونو بدم.....


مخلصیم

+ نادر نریمان ; ۱:٠٢ ‎ق.ظ ; جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧
    یادگار دوست ()