گاهی به آسمان نگاه کن

یکی بود ... هنوزم هست

ناراضی !

اجازه هست حالت تهوع داشته باشیم ؟

 

از این همه دروغ و ریا و ظلم !

از این همه لبخند احمقانه و دروغ مستقیم و غیر مستقیم

از این همه ضد و نقیض

از این همه ماست مالی هول هولکی گند کاری ها که فقط باعث میشه بوی بیشتری بلند بشه

از این همه گند های دوپهلو

اینور گندش در میاد اونور رو میکنن تو بوق که همه حواس ها بره اونور و گند اینور رو کسی نبینه

 

_______

کدوم دنیا کدوم اخرت ؟

 

خدایا از صبرت راضی نیستم

من کی هستم که راضی باشم یا نباشم  ؟!

عجبا !

بابا جون تو خالقی و من مخلوق...میدونی مسئولیت تو چند برابر منه ؟

پس بخودم میگم

آره این حق رو دارم

 دارم شک میکنم قدرتمندترین قدرتمندی

 

این همه از اسم و دینت داره سو استفاده میشه

یه حرکتی ، یه زهر چشمی ، یه کاری کن

من یکی

سوای  آدما باقیشو  به اسم تو مینویسم تو دلم

میبینی و کاری نمیکنی

______________

 من از جهانی دگرم
ساقی از این عالم واهی رهایم کن



نمی خواهم در این هیبت بمانم 
بیا از این تنه آلوده و غمگین جدایم کن



تو را اینجا به صدها رنگ می جویند
تو را با حیله و نیرنگ می جویند
تو را با نیزه ها در جنگ می جویند
بیا از این تنه آلوده و غمگین جدایم کن



تو جان می بخشی و اینجا به فتوای تو
میگیرند جانی را که بخشیدی تو بر عالم
نمی دانم کی ام من نمی دانم کی ام من
آدمم روحم خدایم یا که شیطانم نمی دانم
تو با خود آشنایم کن تو با خود آشنایم کن
بیا از این تنه آلوده غمگین جدایم کن



اگر روحه خداوندی دمیده در روان آدم و حواست
پس ای مردم خدا اینجاست خدا اینجاست
خدا در قلب انسانهاست
به خود آ تا که در یابی خدا در خویشتن پیداست



همای از دست این عالم پر پرواز خود بگشود
در خورشید و آتش سوخت
خداوندا بسوزانم در این آتش همایم کن
بیا از این تنه آلوده و غمگین جدایم کن...

 

 

3/14 نوشت

 

همیشه محرم و ماه رمضون میشه تضاد هام با دنیای بیرون بیشتر و بیشتر میشه....

خیلی چیزا میبینم که حرص میخورم....

ولی چاره چیه خودشون راضین

از قدیم گفتن من راضی اون راضی ، بیـــب ! لق ناراضی !

 

+ نادر نریمان ; ٤:٢٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸
    یادگار دوست ()