39

سالگرد جاودانگی حسین پناهی ـه

من این مرد رو از صمیم قلبم دوست داشتم و دارم

خودش بود ، ساده بود ، ادا نبود

یادش گرامی

===

جوانی

حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسهٔ آیت‌الله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی‌اش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مسئله‌ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضلهٔ موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می‌دانست روغن نجس است (روغن محلی معمولاً در تابستان از حرارت دادن کره به دست می‌آید و در هوای آزاد و با توجه به گرم بودن هوا در تابستان روغن همیشه به صورت مایع است)، ولی این را هم می‌دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده‌اش را باید تأمین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آن را دربیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی‌رغم فشارهای اطرافیان نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه‌نویسی را گذراند.

سال‌شمار وقایع مهم زندگی

حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ (برابر با ۲۸ اوت ۱۹۵۶) در روستای دژکوه در استان کهگیلویه و بویراحمد چشم به جهان گشود. پدرش علی‌پناه و مادرش ماه‌کنیز نام داشت.

۱۳۴۱رفتن به مکتب‌خانه دژکوه۱۳۴۵اتمام دوره ابتدایی۱۳۴۶ترک دژکوه، رفتن به سوقخواندن کلاس ششم۱۳۴۷رفتن به بهبهان و گرفتن سیکل۱۳۵۱رفتن به قم و طلبگی۱۳۵۴رها کردن درس حوزویسفر به شوشتر و یکسال آموزگاری در آن شهر۱۳۵۵اقامت در اهواز و اشتغال به شغل‌های مختلف۱۳۵۶بازگشت به روستای دژ کوه و ازدواج. نام همسر شوکت۱۳۵۷رفتن به اهواز و کار در کتابخانه‌ای در آن شهرتولد فرزند نخست (لیلا)۱۳۵۹رفتن به جبهه و فعالیت در بخش‌های فرهنگیتولد دومین فرزند (آنا)۱۳۶۰مهاجرت به تهرانسکونت در یکی از مقبره‌های خصوصی امامزاده قاسم به مدت یک سالعضویت در گروه تئاتری آناهیتا۱۳۶۱نخستین تجربه‌های نمایشنامه‌نویسینوشتن یک گل و بهارکارگردانی نمایشنامه خوابگردها۱۳۶۲نوشتن آسانسورنوشتن و کارگردانی تله‌تئاتر سرودی برای مادران۱۳۶۳تولد سومین فرزند (سینا)نخستین تجربه‌های بازی در تله‌تئاترهای تلویزیونیبازی در سریال محله بهداشتنوشتن به سبک آمریکایی۱۳۶۴استخدام در صدا و سیمابازی در سریال گرگ‌هانوشتن دل شیرنوشتن دو مرغابی در مه۱۳۶۵نخستین بازی در سینمابازی در فیلم سینمایی گالبازی در فیلم سینمایی گذرگاهبازی در فیلم سینمایی تیربارانبازی در تله‌تئاترهای دو مرغابی در مه و آسانسور۱۳۶۶کارگردانی تله‌تئاتر ماجراهای رونالد و مادرشبازی تله‌تئاتر در آیینه خیال۱۳۶۷بازی در فیلم سینمایی در مسیر تندبادبازی در فیلم سینمایی هی جوبازی در فیلم سینمایی ارثیهبازی در فیلم سینمایی نار و نینوشتن نخستین شعرها۱۳۶۸فوت مادربازی در فیلم سینمایی راز کوکبنوشتن مجموعه شعر من و نازی۱۳۶۹بازی در فیلم سینمایی چاووشبازی در فیلم سینمایی سایه خیالدیپلم افتخار بهترین بازیگر جشنواره فجر برای فیلم سایه خیالنوشتن پیامبران بی‌کتاب۱۳۷۰بازی در فیلم سینمایی اویناربازی در فیلم سینمایی مهاجرنوشتن کابوس‌های روسی۱۳۷۱نوشتن گوش بزرگ دیواربازی در فیلم سینمایی هنرپیشهبازی در فیلم سینمایی مرد ناتمام۱۳۷۲نوشتن خروس‌ها و ساعت‌هاانتشار کتاب من و نازی۱۳۷۳بازی در فیلم سینمایی آرزوی بزرگبازی در فیلم سینمایی روز واقعه۱۳۷۴نوشتن بازی و کارگردانی سریال بی‌بی یون برای تلویزیون، سریال توقیف و چند سال بعد نسخه سانسور شده آن از تلویزیون نمایش داده شد (در حدود دو سوم کل مجموعه)انتشار دو مرغابی در مه۱۳۷۵انتشار آلبومی از دکلمه شعرهایش با نام ستاره‌ها

بازی در سریال دزدان مادر بزرگ

۱۳۷۶به صحنه بردن نمایش چیزی شبیه زندگیانتشار چیزی شبیه زندگیانتشار بی‌بی یونانتشار خروس‌ها و ساعت‌ها۱۳۷۷بازی در فیلم سینمایی کشتی یونانی۱۳۷۸نوشتن دیالوگ‌های سریال امام علی و بازی در آن۱۳۷۹بازی در سریال یحیا و گلابتون۱۳۸۰بازی در سریال آژانس دوستی۱۳۸۱نوشتن مجموعه نمی‌دانم‌ها۱۳۸۲بازی در سریال آواز مهنوشتن مجموعه سال‌هاست که مرده‌ام۱۳۸۳آغاز ضبط آلبوم دوم دکلمه‌هایش از خرداد ماهتصمیم برای جمع‌آوری مجموعه شعرهایشپایان ضبط دکلمه شعرهایش در شب یک شنبه یازدهم مردادآخرین تماس تلفنی با پسرش سینا در ساعت ۹ شب چهارشنبه چهاردهم مردادفوت در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳کشف پیکر متلاشی شده‌اش توسط دخترش آنا در ساعت ۱۰ شب شنبه ۱۷ مرداد در خانه‌اش واقع در خیابان جهان‌آرامعاینه پزشکی قانونی و تعیین «ایست قلبی» به عنوان علت مرگتدفین پیکرش در سوق به تاریخ سه شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۸۳انتشار آلبوم دکلمه آخرین سروده‌هایش به نام سلام، خداحافظ در پانزدهم مهر ماهانتشار مجموعه کامل اشعارش به نام چشم چپ سگ در هفت دفتر در اردیبهشت ۱۳۸۴

در سال ۱۳۹۰ انتشار دو سی دی دکلمه‌هایش با نام راه با رفیق وی یک دفتر شعر و یک نوشته تئاتر به نام چیزی شبیه زندگی ۲ دارد که هنوز چاپ نشده‌اند.[۳]

 

 

منبع ویکی پدیا

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C

/ 0 نظر / 34 بازدید